کیسی یک کارآفرین تازه کار بود که کسب و کار خودش را اداره می کرد. در سن 26 سالگی با شریک زندگی خود که از طریق یک دوست مشترک با او آشنا شد ازدواج کرد. کیسی احساس می کرد که در مسیر موفقیت هم از نظر حرفه ای و هم از نظر شخصی می باشد. همه چیز عالی بود و خوشحال بود تا اینکه فاز ماه عسل با همسرش تمام شد. آن موقع بود که سوء استفاده ها شروع شد. کیسی به طور مداوم آزار عاطفی، فیزیکی، جنسی و دیجیتالی را تجربه کرد. به دلیل این سوء استفاده مداوم و طولانی از طرف شریک زندگی خود، کیسی به اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) مبتلا شد که سلامت روان او رو به کاهش بود. آنقدر برای او بد شد که در نهایت به دنبال یک دستور منع موقت شد. اگرچه او دستور محافظتی داشت، اما کیسی احساس می کرد که همیشه باید از بالای شانه اش نگاه کند. بعد از اینکه همسرش سه بار وارد آپارتمانش شد، فهمید که باید به یک پناهگاه برود. کیسی در خانه خود احساس ناامنی می کرد و می دانست که باید به جایی امن برود تا بتواند شروع به درمان کند. او در مورد گزینه های انسانی از طریق جستجوی گوگل آشنا شد و در پناهگاه اضطراری پذیرفته شد.
در ابتدا، کیسی پس از اینکه بسیار مستقل بود، دوران سختی را برای تطبیق با زندگی سرپناه سپری کرد. او اغلب احساس تنهایی می کرد و به دفتر خط تلفن می رفت تا با وکلای مدافع صحبت کند. خوشبختانه، او توانست راهی سالم برای تمرکز انرژی خود پیدا کند - جواهرات سازی. با گذشت زمان، کیسی در پناهگاه احساس راحتی بیشتری کرد، زیرا سرانجام در مکانی امن بود و میتوانست از طریق مشاوره، روند درمان را آغاز کند. کیسی توانست یک برنامه ایمنی برای زمانی که پناهگاه را ترک می کند و اینکه چگونه به تنهایی بدون خشونت زندگی کند، تهیه کند.
گام های بعدی کیسی این است که با مادرش در یک محیط حمایتی و امن زندگی کند. او قصد دارد به درمان در خارج ادامه دهد و طلاق خود را در ماه های آینده نهایی کند.
"من خیلی ممنونم که اینجا هستم. مدت زیادی است که احساس امنیت نمی کنم.» - بازمانده



